خواجه محمد پارسا
مقدمة 12
شرح فصوص الحكم
البخاري است « 20 » و نسبتش به حافظ الدين كبير محمد بخارى مىرسد « 21 » . عده اى نوشتهاند كه نسبتش به عبد الله بن جعفر طيار مىپيوندد « 22 » . خانوادهء پارسا همه از بزرگان و ائمهء بخارا بودهاند . عموى خواجه پارسا ، خواجه حسام الدين يوسف است كه قصد داشت در حيات بهاء الدين نقشبند كتابى در باره مقامات و كرامات او بنويسد ، كه خواجه بهاء الدين نقشبند گفته است : « اين زمان اجازت نيست بعد ازين اختيار تراست » . تاريخ تولد خواجه پارسا دقيقا معلوم نيست ، و ظاهرا از بزرگان كسى متذكر اين نكته نشده است و چون صاحب رشحات عين الحيات سن او را در موقع فوت هفتاد و سه سال نوشته است ، با اين حساب تاريخ تولد او در حدود سال 749 ه ق بوده است « 23 » . تحصيلات او ظاهرا در خانواده و زير نظر پدرش شروع شده و بعد از كسب فيض در علوم ظاهرى از محضر دانشمندان بخارا ، با پيروى از عموى خود به سلك ارادتمندان خواجه نقشبند پيوسته است چرا كه پدر و عموى او از مريدان خواجه نقشبند بودهاند . پارسا لقبى است كه خواجه بهاء الدين خود به دو داده است . صاحب رشحات درين باره مىنويسد : « . . . روزى در اثناى مجاهدات و رياضات به در خانهء حضرت
--> « 20 » احمد طاهرى عراقى ، مقدمه قدسيه ( چاپ طهورى ) ، و همان كتاب به كوشش ملك محمد اقبال ( راولپندى ) ، و محمد اختر چيمه ، « شخصيت عرفانى و علمى خواجه محمد پارساى نقشبندى » ، مجله دانشكدهء أدبيات دانشگاه فردوسى ، سال 10 ، شماره 3 . « 21 » مدرس خيابانى ، ريحانة الأدب ( تبريز 1346 ش ) . صاحب كشف الظنون او را از اولاد عبيد اللَّه نقشبندى بخارى نوشته است ، كه بنا به قرينه كلمهء نقشبند كه با نام بهاء الدين رواج پيدا كرده است ، بايد نام پدر او باشد . در صورتى كه تمام كتب تراجم احوال ، نام پدر او را محمد و نام جد او را محمود نوشتهاند . حاجى خليفه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 1260 ، ذيل « فصل الخطاب » . « 22 » غياث الدين خواندمير ، تاريخ حبيب السير ، ج 4 ، ص 4 ( چاپ خيام ) . « 23 » واعظ كاشفى ، همان كتاب ، ( چاپ سنگى ) ، ص 63 .